چهارده فایل اکسل، یک دفتر کل
یک پخشکنندهٔ لوازم خانگی ماهش را دستی و روی [N] کانال فروش میبست. هیچکس نمیتوانست بدون باز کردن چهار فایل و یک تماس با انبار بگوید چه چیزی موجود است.
- مشتری
- [نام مشتری]
- صنعت
- [صنعت]
- خدمات
- سوئیت هوشمند · خودکارسازی
- مدت
- [N] هفته
- خط مبنا
- [N] هفته پیش از شروع
- رسیدگی سریعتر به سفارش
- [ ## ] → [ ## ] دقیقه
- ساعت کار دستی حذفشده در هفته
- در میان [N] نفر
- روز تا بستن ماه
- قبلاً [N] روز
- دقت موجودی هنگام شمارش
- قبلاً [N]٪
کجا گیر کرده بود
موجودی در یک فایل بود، سفارش خرید در فایلی دیگر، و دفاتر در سومی که فقط یک نفر میفهمیدش. هر کانال فهرست قیمت خودش را داشت، و این سه با هم نمیخواندند.
چه ساختیم
- موجودی
- خرید
- حسابداری
- همگامسازی فروشگاه
- تحلیل هوشمند
زیر همهچیز یک دفتر کل، و بعد خودکارسازی روی همان بخشهایی که آدمها دوباره تایپ میکردند. مهاجرت را در سه مرحله انجام دادیم تا کسبوکار یک روز هم از فروش نایستد.
چه چیزی عوض شد
اندازهگیری در [N] هفته پیش و پس از مهاجرت. تعداد نیرو تغییری نکرد؛ [عامل فصلی] از عدد سفارشها کنار گذاشته شده است.
[نقلقول مشتری — یک یا دو جمله، به زبان خودشان، با تأیید کتبی پیش از انتشار.]
همین مسئله، شرکت دیگر؟
سی دقیقه دربارهٔ بستن ماه، موجودی یا خط تولیدتان. میگوییم اول چه چیزی را باید اندازه گرفت.